ارمغانی از قرآن
ارمغانی از قرآن
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها
اگر نيکی کنيد،به خودتان نيکی میکنيد؛و اگر بدی کنيد باز هم به خود میکني
اسراء7
ارمغانی از قرآن
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها
اگر نيکی کنيد،به خودتان نيکی میکنيد؛و اگر بدی کنيد باز هم به خود میکني
اسراء7
راز انگشت و انگشتـری که بعــد ، از سالهــا سالـــم مانــــده بـــود …
الســلام علیک یا ابا عبـــدالله
یکی از اعضای گروه تفحص شهدا روایت کرده است : چند روزى مىشد اطراف منطقه کانىمانگا در غرب کشور کار مىکردیم و مشغول تفحص پیکر شهداى عملیات «والفجر 4» بودیم.
اواسط سال 71 بود . از دور متوجه پیکر شهیدى داخل یکى از سنگرها شدیم، سریع رفتیم جلو ، همان طور که داخل سنگر نشسته بود ، ظاهراً تیر یا ترکش به او اصابت کرده و شهید شده بود.
خواستیم بدنش را جمع کنیم و داخل کیسه بگذاریم، بعد از لحظاتی در کمال حیرت دیدیم انگشت وسط دست راست این شهید کاملا سالم مانده است؛ یعنی در حالی که همه بدن او اسکلت شده بود این انگشت سالم و گوشتی مانده بود.
کمی که دقت کردیم دیدیم داخل این انگشت شهید انگشتری است؛ همه بچهها دور پیکر شهید جمع شدند. خاکهاى روى عقیق انگشتر را که پاک کردیم، صدای ناله و فغان بچهها بلند شد؛ روى عقیق آن انگشتر حک شده بود «حسین جانم».
منبع:پایگاه خبری شهدا-خاطرات تفحص اکبر شعبانی
رفته ای درسفر و آمدنت دیرشده!
مشکلی هست مگر باعث تاخیر شده⁉️
سالهامیگذرد غایبی از دیده ی ما
نکندچشم تو ازدیدن ما سیرشده!
تشنه ی ذکرانالمهدیِ تو هست حسین…
طالب خون خداآمدنت دیرشده