اهدای انگشتر رهبر انقلاب به پهلوان جوان کشور آقای علیرضا کریمی


رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پهلوان سرافراز کشورمان علیرضا کریمی:
عزتآفرینی کردید و برای یک هدف بزرگ از حق خود گذشتید
حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (یکشنبه) در دیدار آقای علیرضا کریمی کشتیگیر سرافراز کشورمان در مسابقات جهانی کشتی زیر ۲۳ سال جهان و خانوادهی او، از خودگذشتگی و عزتآفرینی این پهلوان جوان را مورد تجلیل و تقدیر قرار دادند. حضرت آیت الله خامنهای با تحسین اقدام علیرضا کریمی، کار بزرگ او را از سنخ کار پهلوانان نامداری همچون پوریای ولی دانستند و گفتند: من از اینکه نشان دادید جوانی از جوانهای ما حاضر است برای یک هدف بزرگ و بلند پا بر روی نفس خود بگذارد و از حق قطعی و قهرمانی مسلم صرفنظر کند، واقعاً احساس عزت کردم.
ایشان افزودند: قدر این کار را بدانید و اجر معنوی آن را از خدا بخواهید، البته مسئولان نیز نباید در تجلیل و پاداش مادی کوتاهی کنند.۹۶/۹/۱۹
“شیر صحرا” لقب که بود؟
فرمانده ای که صدام شخصا برای سرش جایزه تعیین کرد!
وی با کمک هشت کلاه سبز ایرانی در منطقه دشت عباس چنان بلایی بر سر نیروهای عراقی آورد که رادیو عراق اعلام کرد؛ یک لشکر از نیروهای ایرانی در دشت عباس مستقر شده است!
در سال 1335 وارد ارتش شد سریعا به نیروهای ویژه پیوست.
فارغ التحصیل اولین دوره رنجری در ایران بود.
دوره سخت چتربازی و تکاوری را در کشور اسکاتلند گذراند.
در اسکاتلند در مسابقه نظامی بین تکاوران ارتشهای جهان ، اول شد و قدرت خود و ایران را به رخ کشورهای صاحب نام کشاند.
وی اولین کسی بود که در دوران دفاع مقدس توانست نیروهای عراقی را به اسارت بگیرد ، او طی نامه ای به صدام حسین وی را به نبرد در دشت عباس فرا خواند ، صدام یک لشکر به فرماندهی ژنرال “عبدالحمید” به منطقه دشت عباس فرستاد ، “عبدالحمید” کسی بود که در اسکاتلند از این ایرانی شکست خورده بود و هفتم شده بود. پس از نبردی نابرابر و طولانی عراقیها شکست خوردند و او شخصا ژنرال عبدالحمید را به اسارت گرفت.
درسال 1362 به فرماندهی قرارگاه حمزه و سپس فرماندهی لشکر 23 نیروهای ویژه منسوب شد. بخاطر رشادتش در جنگ به او لقب “شیرصحرا” دادند.
دهان فرماندهان از تعجب باز مانده بود. کارهای او با هیچ قاعده ای جور در نمی آمد و سرهنگ با طرح و فکر خودش آن را به انجام می رساند؛ بدون دادن حتی یک نفر تلفات. یکی از افسران جلو آمد و با حالتی ناباورانه که عمق حیرت و بهت او را آشکار می کرد، پرسید: «جناب سرهنگ، من اصلا متوجه نمی شوم. آخر چطور می شود که شما چهل کیلومتر وارد خاک دشمن بشوید، بکشید و بگیرید، بدون حتی یک کشته؟»
?وی در عملیات “قادر” در منطقه “سرسول” بر اثر اصابت ترکش توپ به شهادت? رسید. بعداز شهادت او رادیو عراق با شادی مارش پیروزی پخش کرد.
? اینها گوشه ای از رشادت بزرگ مردی بود که اکثریت ایرانیان او را نمی شناسند.
او سرلشکر شهید “حسن آبشناسان ” فرمانده شجاع نیروهای ویژه ارتش سرافراز ایران بود.