کاش میشد در میان لحظه ها لحظۀ دیدار را نزدیک کرد!
کاش میشد اشک را تهدید کرد
مدت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد در میان لحظه ها
لحظۀ دیدار را نزدیک کرد!
اللهم عجل لولیک الفرج
کاش میشد اشک را تهدید کرد
مدت لبخند را تمدید کرد
کاش میشد در میان لحظه ها
لحظۀ دیدار را نزدیک کرد!
اللهم عجل لولیک الفرج
وقایع دوم محرم سال 61 هجری
امام حسین علیه السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری به كربلا وارد شد.
چون به کربلا رسید پرسید: نام این سرزمین چیست؟ گفتند: غاضریه.
پرسید: نام دیگری دارد؟ گفتند: نینوا.
فرمود: نام دیگر چه؟ گفتند: ساحل فرات.
فرمود: اسم دیگر هم دارد؟ گفتند: كربلا.
آنگاه اشک در چشمان حضرت حلقه زد و فرمود: سرزمین محنت و رنج!
▪️سپس فرمود: بایستید و پیش نروید. به خدا كه محل فرود آمدنمان و سرزمین ریخته شدن خونمان همین جاست…
▪️ اینجاست كه حرمت ما را میشكنند، مردانمان و كودكانمان را میكشند. قبور ما در همینجا زیارتگاه خواهد شد. جدم رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ همین خاك را به من وعده داده و وعده او خلاف نیست…
در این روز “حر بن یزید ریاحی” ضمن نامه ای “عبیداللّه بن زیاد” را از ورود امام علیه السلام به كربلا آگاه نمود.
در این روز امام علیه السلام به اهل كوفه نامه ای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در كربلا آگاه كرد.
حضرت نامه را به “قیس بن مسهّر” دادند تا عازم كوفه شود،اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه السلام را دستگیر كرده و به شهادت رساندند.
زمانی كه خبر شهادت قیس به امام علیه السلام رسید، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود:
“اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیيءٍ قَدیرٌ؛
خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی..
منابع:
?اللهوف، ص35.
?مقتل الحسین مقرّم، ص 184.
? بحارالانوار، ج44، ص381.5
کودکانمان را با قصه و کتاب مانوس کنیم.
زندگی کودک اغلب برایش آشفته به نظر می رسد، باید به او امکان داد که در این دنیای پیچیده خود را بشناسد، و برای احساسات آشفته اش مفهومی بیابد. او به انگیزه هایی احتیاج دارد که بتواند ابتدا احساسات درون ، و سپس زندگی خویش را نظم بخشد. … کودک این معنا را در قصه می یابد … قصه ی عامیانه بسیار عمیق تر از هر مطلب خواندنی دیگری از جایی آغاز می کند که کودک از نظر وجود روانی و عاطفی، خود را در آن می یابد…امید ما این است که درک درست امتیازهای بی همتای قصه از سوی پدران و مادران و معلمان باعث شود که قصه ها نقش مهمی را که قرنها در زندگی کودکان داشته اند، دوباره در زندگی آنان ایفا کنند".
قصه یکی از ارکان شکل دهی شخصیت کودک، و عامل ایجاد نیروی ابداع و ابتکار در کودکان است. کودکان دوست دارند قصه را از زبان مادرانشان بشنوند. حیوانات در قصه گویی برای کودکان جنبه عاطفی پیدا می کنند و بیشترین تاثیر را بر او می گذارند. در میان حیوانات نیز خرگوش، آهو و گربه بیش از دیگر حیوانات در ذهن کودک اثر می گذارد و بار عاطفی ایجاد می کند.